تبلیغات
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد گیاهان زینتی دانشگاه آزاد گرمسار - تکرار دلتنگیای همیشگی...
 
وبلاگ دانشجویان کارشناسی ارشد گیاهان زینتی دانشگاه آزاد گرمسار
گاهی باید فقط سکوت کرد... همین...
                                                        
درباره وبلاگ

برای ارتباط با مدیر وبلاگ
DrMForoutan@yahoo.com
برای نظردهی
دایره سمت راست بالای مطالب
مدیر وبلاگ : محمد فروتن
موضوعات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خرید کارت شارژ ایرانسل، همراه اول و رایتل
صدایاب

.

پنجشنبه 30 آذر 1391 :: نویسنده : محمد فروتن
داشته های امروزمون آرزوی دیروزمون بود...
یادمون باشه یه روزی گرفتن مدرک کارشناسی ارشد واسمون یه آرزو بود... هرچند یک ترم به نام پایان نامه در پیش داریم اما میشه گفت که به این آرزو دست پیدا کردیم...
بعد از ارائه ی درس فیزیولوژی تصمیم داشتم یه سری مطالب رو عنوان کنم اما به دلیل کمبود وقت، نشد. به هر حال اینجا میگم...
تا بوده همین بوده که بعد از تموم شدن یه دوران یادش می افتیم و قدرشو میدونیم. به بیان دیگه داشته هامونو بعد از، از دست دادنشون قدر میدونیم. دوران تحصیلمونو هم بعد از اتمامش یاد میکنیم. شما رو نمیدونم ولی من خودم بدجور دلتنگ روزای اول کلاس شدم...
اون روزا که با هم با دکتر مصطفوی رفتیم بازدید گلخونه و یادش بخیر که یکی از بچه ها چقدر گوجه به جیب زد!!!  یا اونجارو که راننده واسه نماز جلوی یه مسجد نگه داشت که بچه ها به نمازشون برسن اما یه عده مون تا دیدیم مراسم ختمِ، واسه پذیرایی از خودمونم که شده یه نمازی به کمر زدیم!!!  درست یادم نمونده که سنگک گرفتن من تو کودوم بازدید بود، ولی خودمونیما اینقد گشنمون بود که اون ته اتوبوس تا نون میرسید سریعاً به دیار باقی می شتافت!!!... نمیدونم قبول دارین یا نه اما جو کلاس خیلی شیرین تر بود. 

یا همون علوم تحقیقاتی که با هم رفتیم... اون برف خاطره انگیز و اون سر خوردنای بچه ها دم سلف سرویسش...
اون کلاس کشت بافتمون که اسم استادش الان تو خاطرم نیست، با اینکه جو سنگینی داشت اما یه وقتایی از فرط سنگینیش همه تو گودال شوخی و خنده می افتادیم مخصوصاً تو آزمایشگاهش... یا اون محلول ساختن تاریخی بچه هامون که با اینکه اون روز اذیت شدیم ولی الان که بهش فکر میکنم دلم واسه تک تک لحظاتش تنگ میشه... یا کلاس دکتر مصطفوی که بچه ها هیچ کودوم حرفا و حرکات دکتر رو یادشون نمیره. یادتون میاد کلاس دکتر مصطفوی رو بدون خنده ترک کرده باشیم؟... یا اخلاق و صحبت های دکتر لادن رو که خودم شخصاً شدیداً طرفدارشم... یا کلاسهای دکتر عبدوسی رو که هر وقت جو کلاس خسته کننده می شد دکتر با یه تیکه خوشمزه که به کسی هم بر نخوره لبخند رو رو لبامون می نشوند... یا اون صداهایی که اواخر ترم و همین چند روز پیش تو سالن اومد و کلاس دکتر دانایی رو از خنده ترکوند...
اینها گوشه ای از لحظاتیه که فقط تو ذهن من حک شده و مطمئناً خاطرات شما بیشتر از منه... شاید من چون احساساتی هستم الان داره از شدت دلتنگی بغضم میگیره اما حتی اگه احساسی هم نباشین میدونم یاد کلاسمون از ذهنتون نمیره...
نمیدونم با این دوگانگی خوشحالی اتمام درس و ناراحتی پایان خاطرات کلاس چطور کنار بیام. نمیدونم دوستامو دوباره میتونم ببینم یا نه... نمیدونم دوباره ممکنه همچین دورانی رو تجربه کنم یا نه؟....
....
یه لحظه از نوشتن فاصله گرفتم تا اینقد مطلب رو احساس نکنم که به بیراهه بره... اون روز گفتم اما بازم میگم... شماره تلفن ها یا عوض میشه یا خاموش، ایمیل ها یا تغییر میکنن یا قدیمی و بلا استفاده میشن... آدرس ها هم دائم تغییر میکنن ولی تنها چیزی که محاله تا حداقل وقتی که من زندم عوض بشه آدرس همین وبلاگمونه. وعده گاه ما همین وبلاگ باشه بچه ها... درسته تو وبلاگ اسم من به عنوان نویسنده ذکر شده اما اکثر مطالب رو شماها واسم فرستادین، پس هر چیزی که مربوط به کلاسمون بود حتی دلنوشته هاتون از کلاس رو واسم بفرستین تا اینجا بزارم... مطمئناً واسه همگی جالبه که نوشته های بچه ها رو اینجا بخونن.
وبلاگ میعادگاه ما هست و خواهد ماند. منتظر ثبت خاطراتتون در قسمت نظرات همین مطلب هستم تا بقیه هم خاطرات شمارو بخونن...
...
مراقب خودتون باشید همکلاسیا... دلم برای همتون تنگ میشه... خدا نگهدار تک تکتون






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 18 آبان 1396 00:14
افسانه، آن چه وبلاگ است! این وبلاگ حقایق مفیدی را برای ما ارائه می دهد
نگه داشتن آن
شنبه 13 آبان 1396 18:23
سلام من وبلاگ خود را با استفاده از msn پیدا کردم. این واقعا خوب است
مقاله نوشته شده است. من مطمئن هستم که آن را نشانه گذاری و بازگشت
بیشتر اطلاعات مفید خود را بخوانید. از پستتان ممنونم.
مطمئنا برگشتم
چهارشنبه 10 آبان 1396 19:47
در حمایت از من شگفت انگیز است که یک وب سایت داشته باشد که برای طراحی ارزشمند طراحی شده است
دانش من من با تشکر admin
شنبه 15 مهر 1396 19:22
اعضای خانواده من هر بار می گویند که زمان من را هدر می دهند
در اینجا در شبکه، اما من می دانم که من همیشه از طریق خواندن چنین مقالات خوب یا بررسی ها می دانم که چطور می دانم.
شنبه 14 مرداد 1396 17:01
Great weblog right here! Additionally your site quite a bit
up very fast! What web host are you the usage of?
Can I get your affiliate hyperlink to your host?
I wish my site loaded up as fast as yours lol
دوشنبه 9 مرداد 1396 11:24
This is very interesting, You are a very skilled blogger.
I have joined your feed and look forward to seeking more
of your excellent post. Also, I've shared your website in my social networks!
جمعه 6 مرداد 1396 17:53
Very quickly this website will be famous amid all blogging
people, due to it's good content
یکشنبه 18 تیر 1396 15:22
I'm very happy to read this. This is the kind of manual that needs to be given and not the accidental
misinformation that is at the other blogs. Appreciate your sharing this greatest doc.
چهارشنبه 14 تیر 1396 09:26
Pretty part of content. I simply stumbled upon your blog and in accession capital to say that I acquire
actually enjoyed account your blog posts. Anyway I'll be subscribing to your
feeds or even I achievement you access consistently quickly.
دوشنبه 5 تیر 1396 15:35
core از خود نوشتن در حالی که صدایی دلنشین اصل آیا نه کار
خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی درون جملات شما در واقع قادر به
من مؤمن متاسفانه فقط برای while.
من با این حال مشکل خود را با فراز در منطق و شما خواهد
را سادگی به پر کسانی که شکاف. اگر شما که می توانید
انجام من را بدون شک بود در گم.
سه شنبه 2 خرداد 1396 07:24
Wow, this paragraph is good, my sister is analyzing such things,
so I am going to let know her.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:51
I'm really enjoying the theme/design of your blog.
Do you ever run into any browser compatibility
problems? A couple of my blog audience have complained
about my blog not working correctly in Explorer but
looks great in Chrome. Do you have any advice to help fix this problem?
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:00
Thanks for sharing such a nice thought, article is nice, thats why i have
read it entirely
جمعه 1 اردیبهشت 1396 09:25
My spouse and I absolutely love your blog
and find many of your post's to be exactly I'm looking for.
can you offer guest writers to write content for yourself?
I wouldn't mind writing a post or elaborating on a few of the subjects
you write in relation to here. Again, awesome weblog!
چهارشنبه 25 شهریور 1394 17:25
محمد جان سلام.
امیدوارم حال همه بچه ها خوب باشه،چقدر دوران دوست داشتنی بود امروز که هرکسی درگیر کار رو زندگی شخصیه به معنای واقعی اون روزهای پر از آرامشو درک میکنه امیدوارم کلیه بچه ها از سر زدن به وب کم لطف نباشن تا یاد و خاطرات زنده نگه داشته شود. با تشکر
دوشنبه 8 دی 1393 16:32
سلام
روزتون بخیر
من جز همکلاسیهایی بودم که بخاطر مشغله کاری، بین کلاسها در رفت و آمد بودم و در بازدیدها هم سعادت همراهی شما رو نداشتم
اما خاطرات شیرینی از تک تک دوستان دارم. امروز یهویی دلم هوای کلاس و جمع دوستان رو کرد و یاد روزای اول ترم یک افتادم که به دلیل مغایرت رشته کارشناسی ، مات و مبهوت به همه نگاه میکردم افتادم... به اینجا سر زدم
ازتون ممنونم که این پست خاطره انگیز رو گذاشتید... سپاس
امیدوارم همیشه شاد باشید...
امیدوارم روزی دوباره ببینمتون
محمد فروتنسلام خانم قاسمی
ممنون که سر زدین. من خودم ماهی یکبار سر میزنم تازه نظرتونو دیدم. با این آهنگی که رو وبلاگ گذاشتم وقتی میام خیلی دلم میگیره اما دلم نمیاد آهنگو عوض کنم چون هر جایی گوشش میکنم یاد بچه ها و وبلاگ میوفتم. موفق باشید. در پناه حق
چهارشنبه 11 بهمن 1391 21:46
ولی آقای رضایی جلسه آخر کلاس دکتر دانایی باقلواشو اورد.
محمد فروتنبه ما که چیزی نرسید... اما نوش جون همگی...
جمعه 6 بهمن 1391 20:55

به یاد همه هستم
امیدوارم همه دوستان موفق باشن
اقای فروتن از بابت وب خوبتون و مطالبی که می نویسید ممنونم
محمد فروتنخواهش میکنم... امیدوارم وبلاگ وعده گاه همه مون باشه
پنجشنبه 5 بهمن 1391 06:08
سلام به همگی از همه ممنونم به خاطر ثبت خاطرات شیرینتون راستی یه خطره شیرین ناگفته باقی مونده که حتما تو ذهن همه تون هست ولی یادتون رفته بگین اونم سر کلاس آزمایشگاه کشت بافت بود که دکتر حمدی به یکی از بچه های کلاس گفت برو گلدون انتوریوم رو بیار اونم رفت مثل اونایی که میرن خواستگاری فقط یه شاخه گل اورد و کل کلاس منفجر شد.
محمد فروتنسلام سعید جونم
تو و حسین اگه نبودین نمیدونستم این مدت رو چه جوری باید تو گرمسار سر میکردم... دوستتون دارم...
یکشنبه 1 بهمن 1391 10:35
سلام آقای فروتن چرا جرات نمی کنی واسه آقای رضایی بگین اون که رفیقته در ضمن چرا از خاطرات دارینی و قرائی اگه سوژه دارین بنویسین تا یکم بخندیم مثل اون روزی که اومدین سرکلاس و گفتی شیرینی بچه دار شدن آقای قرائی هستش همه ماها شاخ دراوردیم و .............
محمد فروتن سلام
دوست عزیزی که خودتو خوشتیپ کلاس معرفی کردی... احتمال میدم که کی باشی... و اما جواب شما:
اولاً اینجا واسه خندیدن به همدیگه دایر نشده... اگه قرارم هست که بخندیم باهم میخندیم نه به هم... دوماً شما خودت در مورد آقای رضایی بنویس، با من چیکار داری؟ البته اگه توهین کنی من نظرتو واسه دیدن بقیه تایید نمیکنما... سوماً این همه اتفاقات باحال تر تو کلاس می افتاد... کجای اون قضیه ی شیرینی جالب بود؟ چهارماً منو آقای دارینی و قرائی خودمون سوژه گیر مردمیم!!! حالا تو میخوای ماهارو سوژه کنی؟
جمعه 1 دی 1391 09:46
ببخشید اشتباه تایپی داشتم خساست رو اشتباه نوشتم. لطفا شما اصلاح کنید
محمد فروتنامکان تغییر در نظرات وجود نداره. اصلاحیه خودتون بعد از نظرتون ثبت شد...
جمعه 1 دی 1391 09:43
سلام. ممنون از اینکه خاطرات قدیمی رو به یادمون آوردید ولی کاش از بچه هایی که به هر دلیلی مجبور به ترک دانشگاه و انصراف شدند هم یادی میکردید. اول آقای میری که تو بازدید اول از اتوبوس جاموندو اشتباهی سوار اتوبوس دیگه شد. دوم خانم گلنار پیل سم که تو بازدید گلخونه گوجه تو کرج وقتی همه داشتیم از گرسنگی تلف می شدیم با نونی که شما خریده بودید و سالادالویه خوشمزه اش یه اتوبوس رو سیر کرد. سوم خانم پازوکی و چهارم خانم جهان بانی. که نمی دونم چرا ترک تحصیل کردند. به هر حال دل من هم برای همه تنگ میشه. راستی لطفا از خصاصت آقای رضایی و اینکه اخر بهمون باقلوا نداد هم بنویسید. جلسه آخر کلاس دکتر عبدوسی رو هم واسه همین پیجوند. ممنون از اینکه خاطرات خوبی رو به یادم آوردید.
از طرف یکی از خانواده بزرگ گیاهان زینتی وردی 90
محمد فروتنسلام
ممنون که به خاطرات بیشتری اشاره کردید... چون هنوز به پایان امتحانات مونده جرات نوشتن در مورد رضایی رو ندارم... یه وقت میگیره تو خونه تلافیشو سرم در میاره!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر